أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
12
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
نهفته بود و هميشه انديشه تابناك پيغمبر ص را به خود در كار ميگرفت و بزرگترين مقصد نهائى آن حضرت اين بود كه بجاى خود رهبرى شايسته براى امت اسلامى بگمارد كه مو بمو قوانين اسلام را بداند و قرآن مجيد را بفهمد و در اداره جامعه اسلام به كار بندد و يگانهپرستى را بمردم بياموزد و وحدت اسلامى را پاسبانى و نگهدارى كند . چنين شخصى در ميان ياران پيغمبر و شاگردان آن حضرت جز عموزاده و دامادش على بن ابى طالب عليه السّلام نبود ولى در باره او زمينه پذيرش عمومى و بويژه از طرف بزرگان قريش و مهاجرين بسيار كم بود . و با اينكه از روز اول بعثت و اعلام اسلام بهر مناسبتى اين مقام براى آن حضرت گوشزد شده بود و بهر مناسبتى چه در آيات قرآن مجيد و چه در گفتار پيغمبر صدها اشارت و بشارت در بارهء آن بيان شده بود باز هم مردان سر بزرگ و رقابت مآب در امارت و رياست بدان دل نداده بودند ، در تاريخ اسلام و در اخبار اسلامى كه از هر طريق نقل شده شايستگى آن حضرت روشن است و در تفسير بسيارى از آيات قرآن بنقل از فريقين ثبت است و در كتب مناقب فريقين چون مناقب ابن مغازلى و ديگران روشن است . و پيغمبر اسلام براى آماده كردن پذيرش پيشوائى و جانشينى آن حضرت در سال آخر عمرش كه دهم هجرت بود پيشگيرىهاى بسيارى كرد . 1 - از همه مسلمانان جزيرة العرب براى انجام حج دعوت كرد و خود امير الحجاج گرديد و براى تعليمات نهائى اسلام به حج عزيمت نمود و همه سران عرب از هر ناحيه در مكه گرد آمدند و اعمال و احكام حج اسلامى را از خود پيغمبر آموختند و در برگشت از حج در غدير خم كه اكثر مسلمانان تا آنجا بهمراه آن حضرت بودند انجمنى كرد و آن حضرت را بر فراز منبرى به همه حاضران بعنوان مولا و سرپرست معرفى كرد و امير همه مؤمنان ناميد و دستور داد با او بيعت كنند و همه بعنوان امير با آن حضرت بيعت كردند و اين نص از عمر در تاريخ و حديث ثبت است كه به آن حضرت گفت بخ بخ لك يا على اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة . ( به ، به اى على تو آقاى من و هر